سلام خنگولستانیا
چند تا دعا میکنم دم دمای سال تحویله
آمین بگید و براش تلاش کنید
♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
🌸اللهم صل علی محمد و آل محمد 🌸
خدایا به حقه محمد آل محمد و خوبای روزگارت
ظهور امام زمان رو نزدیک تر بفرما
خدایا به حق و حقانیت خودت قسم ، عاقبت هممون رو عاقبت بخیری قرار بده
خدایا حال دلامون رو خوب کن و شاد نگه دار
خدایا دلامون رو با امید و بزرگی و معرفتتی از جنس خودت سرشار و پر نگه دار
خدایا کوچیک تر از اینی هستیم که بتونیم شکر نعمت هات رو هم بجا بیاریم
خدایا خودت کمک کن که شکر گذاره نعمت هاتم باشیم
خدایا ذهنمون رو از پلیدی ها ،از فکر های بیراه و انحراف دور نگه دار
خدایا تا جایی که راه داره رزق و روزیمون رو زیاد کن ، خدایا اگه راه نداره زیاد کنی رزق و روزیمون رو یادمون بده از زندگی لذت ببریم
خدایا تن سالم و بدن سالم به همه ی بندگانت عطا کن ، و موقع مصیبت ها و سختی ها و بیماری ها صبر و آرامشی از جنس خودت عطا کن
خدایا هممون رو شفا بده و مریضی ها رو از مریض ها و ما دور بگردان
خدایا ، آبرویمان نریز ، گناهامون رو ببخش ، کوتاهی هامون رو درگذر
خدایا کمک کن خودمون رو بشناسیم و بتونیم تو رو بشناسیم
خدایا کمک کن که در لحظه لحظه زندگیمون به تو نزدیک تر بشیم
خدایا دعاهامون رو بشنو ، خدایا آرزو هامون رو ببین
خدایا لحظه ایی به حال خودمون رهامون نکن
خدایا از خوبیا هر چی برای خوبات رقم میزنی برای ما هم رقم بزن
خدایا دستمون رو بگیر در لحظه لحظه زندگیمون
الهی آمین
🌸اللهم صل علی محمد و آل محمد🌸
♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥
***
پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز٬ انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را میطلبید٬ وزیرش گفت: هیچ کار خداوند بیحکمت نیست
پادشاه از شنیدن این حرف ناراحتتر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیلهای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر میاندیشید دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایدهای داشته؟
وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم
***
ای کاش از الطاف پنهان حق سر در میآوردیم که این گونه ناسپاس خدا نباشیم
***
♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪ ♪ ♫ ♪ ♫ ♪
*ieneh*
دم خنده هاتون گرم
*ieneh*